ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
آدرس : ترمینال جنوب – سه راه افسریه – بعد از پاکدشت و شریف آباد – شهر ایوانکی – بلوار آیت اله طالقانی – خیابان دانشگاه – موسسه آموزش عالی ایوانکی
ما سايت IT دانشگاه خودمون رو راه انداختيم[url]ITCLASS.IR[/url]
البته اين نقد بيرحمانه است اين دانشگاه از جهاتي خوبه سرويس داره و غذاخوريش بسيار زيباست .دانشجوهاي كارشناسي رو با رتبه هاي خوب برميداره ما الان رتبه 10000 منطقه1 داريم .ولي اگه ميتونيد بريد دانشگاههاي نزديك تهران بهتره براي اطلاعات بيشتر به سايت ما[url]ITCLASS.IR[/url] سر بزنيد
اما نقدي بر دانشگاه
اکثریت دوستان وقتی اولین بار برای ثبت نام به دانشگاه اومدن مطمئنا بدجور از دوری مسیر و بیابونی بودن جاده و در نهایت شکل و شمایل دانشگاه ناراحت شدن و اگر همراه پدر یا مادرشون اومده بودن که باید گفت بدجور ضایع شدند.ولی به نظر میرسه از ماست که بر ماست چون برای کنکور درس نخوندیم یا حداقل خوب درس نخوندیم و اینکه اصلا فکر نکردیم ۵۵ کیلومتری تهران یعنی جایی که در جاهای مختلف شهر تابلوهای “هشدار، از آنور دنیا نیفتی” نصب شده و همینطور الکی انتخاب رشته کردیم.دوری دانشگاه و مشکلاتش رو الان شاید بعضی ها بهتر متوجه بشند وقتی برای یه کار اداری کوچیک یا یه پاچه خواری ساده خواستند به دانشگاه برن مجبور میشن ساعتها در راه باشند و هزینه کنند و احتمالا به نتیجه نرسند!
ولی به نظر میرسه دانشگاه قصد داره کمی به ظاهر دانشگاه برسه اینکارها علاوه بر اینکه باعث زیبایی میشه، نشانه احترام به دانشجو هست و اصلا اعتبار دانشگاه رو میبره بالا!
ولی نکات ریز دیگه ای هست که اگه اول اونها رو درست کنن مطمئنا با هزینه کمتر نتیجه بهتری میگیرن مثلا:
۱٫یا سر جلسه چیزی ندن یا جان هلاکوخان شکلات پنج تومنی ندن(اگه میشه اصلا یه ۳هزار تومن موقع ثبت نام بگیرن موقع امتحانا یه کیک بدن فقط اینطوری مارو تحقیر نکن)
۲٫تخته سیاههای دانشگاه رو وایتبورد کنن واقعا ضایع است حتی دبیرستان ماهم تخته سیاه استفاده نمیکرد اصلا اساتید مخصوصا استادید خانم وقتی میخواستن از کلاس برن بیرون معلوم نبود استاد هستند یا با عرض پوزش کارگر ساختمانی!
۳٫اگه بودجه داشتن یه حالی هم به سرویس بهداشتی های بیرون بدند حداقل بیرونش رو سنگ کنن خیلی تابلو و ضایع است.
۴٫و…
( لطفا برای مطالعه ی این چند خط 10 دقیقه وقت بگذارید )
شاید یک نفر با خواندن این مطلب تکان خورد ...
(( دام های شیطان رجیم ))
شیطان از جنس جن است و از آتش خلق شده است و قبل از اینکه از بهشت رانده شود خدا را بسیار عبادت می کرد به همین دلیل عزازیل نام گرفت . حضرت علی (ع) فرمودند : شیطان هفتاد هزار سال خدا را عبادت کرد و فقط یک نماز دو رکعتی او چهار هزار سال طول کشید . وقتی خدا انسان را از خاک آفرید و در آن روح دمید به تمام ملائکه دستور داد که به آدم سجده کنند و همه سجده کردند به غیر از ابلیس . شیطان به خدا گفت : من هفتاد هزار سال تو را عبادت کرده ام و خودت فرموده ای که هر کسی مرا عبادت کند عبادتش را بی نتیجه نمی گذارم و عوضش را به او می دهم .
خداوند فرمودند : هرچه در دنیا بخواهی به تو عطا می کنم .
شیطان گفت :
اول اینکه اجازه بدهی تا قیامت زنده بمانم . خداوند فرمودند : تا آن روز تو را مهلت می دهم .
دوم اینکه در مقابل هر یک از فرزندان آدم دو فرزند به من عطا کنی که برای هر یک از اولاد آدم دو فرزند را مسلط کنم که آنها را به گمراهی بکشانند . خداوند باز هم قبول کرد .
سوم اینکه از تو می خواهم مرا در بدن اولاد آدم همچون خون جریان دهی که از هر جای بدن بتوانم او را به معصیت بکشانم .
چهارم اینکه خواهم اولاد آدم ما را نبیند ولی ما آنها را ببینیم .
پنجم اینکه می خواهم به من قدرتی دهی که به هر شکلی که می خواهم درآیم و هر کجا که می خواهم بروم .
ششم اینکه می خواهم تا دم مرگ پیش اولاد آدم باشم ( یعنی وقتی حضرت ملک الموت برای قبض روح به سراغ انسان می آید شیطان هم حاضر باشد و انسان را وسوسه کند ) امام محمد باقر (ع) فرمودند : هنگامی که انسان در حال جان کندن است خیلی تشنه می شود و در آن هنگام شیطان با یک لیوان آب می آید و می گوید اگر بر من سجده کنی و کافر شوی این آب را به تو می دهم وقتی نا امید می شود شیطان آب را می ریزد و می گوید من از تو بیزارم و می رود .
هفتم اینکه از تو می خواهم مرا بر سینه اولاد آدم مسلط گردانی تا او را وسوسه کنم .
خداوند در پایان می فرمایند تمام خواسته هایت را بر آورده می کنم ولی هر کس پیرو تو باشد او را با تو به جهنم می فرستم . بعد شیطان می گوید : ای خدا به عزت و جلالت قسم که همه انسانها را گمراه می کنم مگر عده ی معدودی که بنده ی خاص تو هستند . سپس گفت : حالا که مرا بیرون می کنی جایی برای زندگی کردنم معین کن . خداوند فرمودند : تو را در حمام ها وهر جایی که محل رفت و آمد مردم است قرار می دهم . شیطان گفت : غذای من چه باشد ؟ خداوند فرمود : سر سفره ای که نام من ( بسم ا... الرحمن الرحیم )برده نشود ، بنشین با آنها که همچون حیوان گرسنه هستند غذا بخور . حضرت امام محمد باقر در این باره می فرمایند : اگر اول غذا یادتان رفت بسم ا... بگویید آخر غذا بگویید تا شیطان هرچه خورده برگرداند . بعد شیطان گفت : که من احتیاج به آب دارم . خداوند فرمودند : آب تو شراب و هر چیز مست کننده باشد . بعد گفت که برای من کتابی قرار بده . خداوند فرمودند : کتاب تو وشم ( خالکوبی ها و کتابهای سحر و جادو ) اولین کسی که سحر و جادو را به انسان آموخت شیطان بود . بعد شیطان گفت : برای من حدیثی قرار بده . خداوند فرمودند : حدیث تو دروغ است بعد گفت برای من دام و وسیله ی شکار قرار بده ، خداوند فرمودند : زنان را وسیله ی صید و به دام انداختن مردم قرار دادم ... روزی حضرت محمد (ص) شیطان را در مسجدالحرام دید پیش او رفت و به او گفتند ای ملعون ، چرا ناراحتی ؟ شیطان گفت : چون که این همه تلاش می کنم که مردم را گمراه کنم ولی تو درقیامت از آنها شفاعت می کنی و تمام زحمات مرا به هدر می دهی به همین خاطر با تو دشمنم . حضرت فرمودند : از امتم چرا ناراحتی ؟
شیطان گفت : امت تو خصوصیاتی دارند که امت های دیگر ندارند .
اول اینکه وقتی به هم می رسند سلام می کنند که ( سلام ) اسم خداست و من از این اسم می ترسم .
دوم اینکه وقتی همدیگر را می بینند به یکدیگر ( دست ) می دهند و تا دست هایشان از هم در نیامده گناهانشان بخشیده می شود .
سوم اینکه وقتی می خواهند غذا بخورند ( بسم ا ... ) می گویند و من دیگر نمی توانم غذا بخورم و گرسنه می مانم .
چهارم اینکه بعد از غذا خوردن ( الحمدلله ) می گویند .
پنجم اینکه وقتی اسم تو می آید بلند ( صلوات ) ختم می کنند و آنقدر ثواب آن زیاد است که من فرار می کنم .
ششم اینکه وقتی می خواهند کاری بکنند ( ان شاء ا... ) می گویند و من دیگر نمی توانم در آن کار دخالت کنم و آنها را بر هم زنم .
هفتم اینکه صدقه می دهند و وقتی که ( صدقه ) می دهند هم گناهانشان آمرزیده می شود و هم هفتاد نوع بلا را از خود دور می کنند به همین دلیل حضرت نبی اکرم (ص) فرمودند : وقتی انسان دستش را در جیبش می کند تا صدقه بدهد هفتاد شیطان دست او را می گیرند تا او را منصرف نمایند .
هشتم اینکه آنان که قرآن می خوانند و در خانه ای که ( قرآن ) خوانده شود دیگر جایی برای من نمی ماند چون در آن خانه ملائکه رفت و آمد می کنند .
نهم اینکه مرا زیاد لعنت می کنند و با هر ( لعنت ) یک زخم بر بدنم می افتد و تا زمانی که آن شخص را به گمراهی نکشانم آنها خوب نمی شود .
دهم اینکه هنگامی که گناه می کنند سریع ( توبه ) می کنند و زحمات مرا به هدر می دهند .
یازدهم اینکه عطسه که می کنند ( الحمدلله ) می گویند . حضرت فرمودند : عطسه از طرف خداوند و خمیازه از طرف شیطان است و وقتی عطسه می کنید باید الحمدلله بگویید .وقتی انسان نماز خواند شیطان از او دور می شود . به خصوص اگر سجده طولانی باشد . شیطان از روی ناراحتی فریاد می کشد .
حضرت امام صادق (ع) فرمودند : هر کس نماز نخواند از شیطان پست تر است .
چون شیطان یک خطا کرد آن هم اینکه بر آدم سجده نکرد ولی انسان اگر نماز نخواند برای خدا سجده نمی کند .
حضرت محمد (ص) فرمودند : مجوز ورود از پل صراط نماز است و فرمودند اگر نماز مومن قبول شود همه ی اعمال او نیز قبول درگاه الهی می باشد . در نمازها نماز صبح خیلی سفارش شده است و دلیل آن این است که در هنگام شب فرشتگان شب پیش انسان هستند و اعمال شب را می نویسند و هنگامی که اذان صبح را می دهند فرشتگان شب می روند و جای خود را به فرشتگان روز می دهند پس اگر نماز صبح را بخوانیم در دو پرونده ثبت می شود و آخرین عمل که همین نماز صبح است را فرشتگان می نویسند و اولین نمازی که در پرونده صبح ثبت می شود همان نماز صبح است و هم چنین از حضرت امام صادق (ع) منقول است : که از صفات مومن این است که بسم ا.. الرحمن الرحیم را در نماز بگوید و هر کس بعد از تکبیر نماز قبل از شروع حمد اعوذ با...من الشیطان الرجیم را بگوید به اندازه ی هر مویی که در بدن اوست هزار حسنه برای او می نویسند و حضرت پیامبر (ص) فرمودند : هر کس بعد از نماز تسبیحات حضرت فاطمه (س) ( 34 ا...اکبر ، 33 الحمدلله ، 33 سبحان ا... ) بگوید به خصوص با انگشتان بشمارد همان دست هایش او را در روز قیامت شفاعت می کنند .
" برای سلامتی آقا امام زمان (عج) صلوات "
چه بگويم وازكه بگويم
دوست داشتم یک نفر از من می پرسید
چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است
چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است
اما افسوس که هیچ کس نبود
همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره آری با تو هستم
با تویی که از کنارم گذشتی
و حتی یک بار هم نپرسیدی
چرا چشمهایم همیشه بارانی است
چشمهايم باراني است
چقدر دلم برای دلتنگی تنگ شده
وقتی احساس میکنم اونی که عاشقانه دوستش داشتم و پرستیدمش دوسم نداره دیوونه میشم
اونی که دیگه دستم بهش نمیرسه که حتی بپرسم چرا
اونی که بی خداحافظی برای همیشه رفت
اونی که از خودش نپرسید بعد رفتنش من چی میشم
اونی که حتی به خوابم نمیاد
اونی که
باید با کسی حرف بزنم که هیچوقت جواب نمیده
شما جای من بودین چه میکردی
خدا بیشتر دوستش داشت یا من!؟ که اون حق داره برای خودش نگهش داره و من نه
برم پیشش هم باز ترکم میکنه و میره جای دیگه
یاد دارم در غروبی سرد سرد
می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد
داد می زد : کهنه قالی می خرم
دسته دوم جنس عالی می خرم
کاسه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری کوزه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید بغضش شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت اقا سفره خالی می خرید...؟
یك روز كارمند پستی كه به نامه هایی كه آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می كرد
متوجه نامهای شد كه روی پاكت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای
به خدا ! با خودش فكر كرد بهتر است نامه را باز كرده و بخواند...در نامه این طور
نوشته شده بود :
خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم كه زندگیام با حقوق نا چیز باز نشستگی
می گذرد. دیروز یك نفر كیف مرا كه 100دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود كه
تا پایان ماه باید خرج می كردم. یكشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از
دوستانم را برای شام دعوت كرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم.
هیچ كس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من
هستی به من كمك كن ...
كارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همكارانش نشان
داد. نتیجه این شد كه همه آنها جیب خود را جستجو كردند و هر كدام چند دلاری
روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ...
همه كارمندان اداره پست از اینكه توانسته بودند كار خوبی انجام دهند خوشحال
بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت. تا این كه نامه دیگری
از آن پیرزن به اداره پست رسیدكه روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا !
همه كارمندان جمع شدند تا نامه را باز كرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:
خدای عزیزم. چگونه می توانم از كاری كه برایم انجام دادی تشكر كنم . با لطف
تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا كرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم.
من به آنها گفتم كه چه هدیه خوبی برایم فرستادی ...
البته چهار دلار آن كم بود كه مطمئنم كارمندان بی شرف اداره پست آن را
برداشته اند
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوام اگر جوان که هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم حیوانی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد..
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم

