تبليغاتX
به نام او





درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشق :

نويسنده :

دوستان

دوستان عاشق

موضوعات :

آمار وبلاگ :
طراح قالب:

لوگوي دوستان

كد جاوا :




نويسنده: محمد مورخ: بیست و نهم اردیبهشت 1388 در ساعت: 12:19
|+|

انتظار همیشه با شوق،آرزو و امید همراه است !

 

انتظار و فراق است که بر زیبایی وصال آن که منتظرش هستیم می افزاید !

 

اگرفراق و انتظار نبود وصال و رسیدن به محبوب و مقصود چندان جذاب نبود !

 

انتظار محرک انسان به جلو و آینده ای بهتر است !

 

انتظار با صبوری و شکیبایی آشنا و همدم است !

 

انتظار،جوهره،استعداد و پتانسیل آدمی را آشکار می سازد !

 

انتظار آستانه ی تحمل آدمی را به گو نه ای چشم گیر بالا برده است !

 

انتظار ایستادن با امید است نه نشستن مایوسانه !

 

انتظار حرکت است نه توقف !

 

انتظار ساختن است و نه فقط سوختن !

 

انتظار آرزوهای خیالی و توهمی نیست،امید به شدن است !

 

انتظار آرامش بخش است نه نگران کننده !





نويسنده: محمد مورخ: بیست و سوم آبان 1387 در ساعت: 8:38
|+|

با تو شروع می کنم

با تو شروع می کنم ، با تو به نـاز می رسم

با تو که در بر  ِ منی ، من به نیــاز می رسم

 

با تو شروع می کنم ، با تو به را ز می رسم

با عطـش لبـان تو ، من به فــــراز می رسم

 

با تو شروع می کنم ، مست ِ شبانه می شوم

با تو و در کنار ِتو ، من چو شـراره می شوم

با تو شروع می کنم ، با تو تمــــام می شوم

با تو به انتهای خود ، وصل ِ مــــدام می شوم 





نويسنده: محمد مورخ: بیست و دوم آبان 1387 در ساعت: 20:5
|+|

 گناهی ندارم

گناهی ندارم ولی قسمت اینه , که چشمای کورم به راهت  بشینه

برای دل من واسه جسم خستم , منی که غرور و تو چشمات شکستم

سر از کار چشمات کسی در نیاورد , که هر کی تو رو خواست یه روزی بد آورد

برای دل من واسه جسم خستم , منی که غرور و تو چشمات شکستم

واسه من که برعکس کار زمونه , یکی نیست که قدر دلم رو بدونه

گناهی ندارم ولی قسمت اینه , که چشمای کورم به راهت بشینه

هنوزم زمستون به یادت بهاره , تو قلبم کسی جز تو جایی نداره

صدای دلم ساز ناسازگاره , سکوتم به جز تو صدایی نداره

تو خواب و خیالم همش فکر اینم که دستاتو تو دستام ببینم

ولی حیف از این خواب پریدم که بازم با چشمای کورم به راهت بشینم





نويسنده: محمد مورخ: بیست و یکم آبان 1387 در ساعت: 11:41
|+|

اسکرین سیور جالب





نويسنده: محمد مورخ: بیست و سوم شهریور 1387 در ساعت: 18:52
|+|
********************************************

این همه خونی که دنیا در دل ما می کند

 

جای ما هر کس که باشد ترک دنیا می کند

 

هر زمان گویم که فردا ترک دنیا می کنم

 

تا که فردا می رسد امروز و فردا می کنم





نويسنده: محمد مورخ: بیست و یکم شهریور 1387 در ساعت: 15:36
|+|

کپي برداري بدون ذکر منبع غير مجاز مي باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir